سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
299
طب در دوره صفويه ( فارسى )
اندكى از شير او را بر كف دست مىريزند و شپشى به داخل آن مىاندازند ، اگر شپش موفق شد خود را از داخل قطرهء شير بيرون بكشد بچه دختر خواهد بود و چنانچه نتواند خود را از داخل قطرهء شير بيرون بكشد جنين پسر خواهد بود زيرا شير زنى كه حمل دختر دارد رقيق است و شپش مىتواند خود را از داخل آن نجات بدهد درحالىكه شير زنى كه حمل پسر دارد غليظ است و به شپش امكان فرار نمىدهد . بايد دانست كه اين موضوع حدس و گمان است و فقط خداوند تبارك و تعالى است كه به حقيقت امر واقف است ، همان خدائى كه از ساعت وضع حمل اطلاع دارد ، از آسمان باران مىفرستد و مىداند كه در رحم چيست . تفاوت بين شير زنى كه پسر حامله بود با زنى كه حمل دختر داشت موضوعى آنچنان بارز و يقين بود كه از نظر پزشكى قانونى نيز مورد استناد قرار مىگرفت . در كتاب داستانهاى هزار و يك شب قصهاى در اين زمينه از قول حضرت سليمان نقل گرديده و در آن گفته شده است كه دو خواهر تنى كه در يك خانه زندگى مىكردند در يك شب وضع حمل كردند ، يكى از ايشان پسرى به دنيا آورد و ديگرى دخترى ، نوزاد دختر مرد ولى نوزاد پسر زنده ماند و هر دو خواهر مدعى آن شدند كه فرزند زنده مانده از آن اوست : « وزير فرياد زد كه دو تخم مرغ حاضر كنيد و محتويات آنها را خالى نمائيد و دقت كنيد كه پوستشان كاملا تميز باشد ، پس دستور داد تا هريك از دو زن آنقدر از شير پستان خود به داخل پوست تخممرغها بريزند تا از شير مملو شوند . . . پس از آن وزير تخممرغها را در كفههاى ترازو گذارد و شاهين ترازو را بلند كرد و ديد كه يكى از دو تخممرغ سنگينتر و آن ديگرى سبكتر است پس گفت سوگند مىخورم كه شير اين زن سنگينتر است و هم اوست كه مادر نوزاد پسر مىباشد « 2 » . از اين آزمايش براى تعيين جنسيت جنين نيز استفاده مىشد ، بهاء الدوله در اين مورد مىنويسد : و گفتهاند كه زرآوند را بسايند و به عسل حل كنند و برناشتازن آن را به پشمينى سبز به خود بردارد تا وقت پيشين هيچ نخورد اگر در آن اوقات طعم دهان خود را شيرين يابد گمان بر نرى جنين غالب گردد و اگر طعم دهان خود را تلخ يابد گمان بر مادگى جنين شود و مجربست . اگر هيچ تغييرى غالب در دهن نيابد حامل نباشد و الله اعلم « 3 » . همانطور كه قبلا نيز اشاره شد طرز قرار گرفتن جنين در رحم هم مىتوانست رازگشاى جنسيت جنين باشد . منصورى در بخش جنينشناسى كتاب تشريح خود مىگويد كه جنين معمولا در رحم چهارزانو مىنشيند و كف دستهايش را روى زانوهايش قرار مىدهد
--> ( 2 ) - در هيچيك از نسخ كتب هزار و يك شب كه در اختيار مترجم بود ، از جمله هزار و يك شب در پنج مجله از انتشارات ابن سينا داستانى به اين مضمون يافت نگرديد . مترجم ( 3 ) - خلاصة التجارب - كتابخانهء مجلس شوراى ملى